معين الدين نطنزى

309

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

از جرگهء شكار ما به ديار شما پناه آورده اگر سپرديد فبها و الّا از حدّ اوقيانوس و كفه تا حدود سغناق مجموع لشكر دشت قبجاق به حركت خواهند آمد . محلّ مقابله را تعيين فرمايند . سلطان غازى از غايت غيرت بر خود بجوشيد و نهيب داد تا از نهايت قندهار تا حدّ ختن مجموع لشكرهاى سوار و پياده به بولجار معيّن جمع شدند و روى به دفع دشمن نهاد . چون نزل لشكرگاه منصور به اترار واقع شد و اروس خان در صاوران فرود آمد ، سرداران هردو لشكر به ساختگى مقاتلهء روز ديگر مشغول بودند كه به يك ناگاه تندباد ديمهرى بنياد حركت آغاز نهاد و ابر آتش‌نشان به صاعقهء برق جولان كردن گرفت . نه به يك لحظه بلكه به يك دم‌دمه درگرفت كه دمدمهء طوفان نوح به گرد رفت و زلزلة الساعة ساعت به ساعت به افزونى روى نهاد و صدمهء باد سرد و شدّت برف و باران دست سعى مجدّان جهان را در آستين كشيد كه مغز استخوان هريك در اندرون بر طاسهاى زمستانى فسرده شد . و هيچ خيمه و خرگاه برپاى و جاى نماند . مدّت چهار ماه متّصل اين طوفان زيادت مىشد و بارندگى مىافزود . چنان كه ما بين هردو لشكر كه موازى هفت فرسنگ باشد بيش از يك سالهء راه شده بود و هيچ‌يك مجال نداشتند كه متعرّض هم شوند . هرچند كه زبانگيران هردو طرف به هردو طرف تردّد مىكردند ميسّر زبان گرفتن و خبر دانستن نمىشد . با وجود [ آن ] محمّد سلطان شاه كرّتى و مبشّر كرّتى خود را بر صوب و عدغان [ كذا ] آراسته به لشكر دشمن ملحق شد [ ه ] شخصى چند به درگاه آوردند امّا هيچ خبرى كه موجب اعتماد باشد معلوم نشد . چون لشكر از عدم قوت ، بىقوّت شدند سلطان غازى آق تيمور را به جهت تحصيل تغار به اترار فرستاد . قضا را اروس خان از شدّت سرما مراجعت كرده قراكيسك اغلان را قايم‌مقام خود گذاشته بود . قراكيسك اغلان ساتقين بزرگ و ساتقين كوچك را كه سرآمد بهادران اوزبك بود ، با صد سوار به جهت زبانگيرى به طرف اترار فرستاد ، و برزيگرى ، ايشان را در ظاهر شهر بديد و بر آق تيمور بهادر اعلام كرد . آق تيمور بهادر با پانزده سوار غافلانه بر سر ايشان رفت و خود را با آن جماعت نمود . به طرف اردو تميشى عنان عزيمت بتافت و در وسط كوچه‌هاى باغها خود را به گوشه‌اى كمين كشيد . بوقى قان به اميدى تمام عنان‌ريز بتاختند .